دستمال کشیدن
این روزها سر مامان کیانا حسابی شلوغه . هم درگیر امتحانه، هم درگیر خانه تکانی هم درگیر تدارک جشن تولد کیاناخانم.
مشغول خانه تکانی و تمییز کردن دیوارها بودم دیدم کیانا گریه می کنه بغلش کردم و یک کم آروم شد و می خواست رو زمین باشه. وقتی گذاشتمش روی زمین رفت دستمال گردگیری رو برداشت و شروع کرد به تمییز کردن و هر چی می خواستم دستمال رو ازش بگیرم نمی داد و سخت مشغول کارش بود. فدات بشه مامانت این قدر خوشگل و نازی.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دستمال کشیدن
