مامان مانو دد
دختر نازم کیانا خانوم این روزها که زبون باز کرده خیلی شیرین تر از قبل شده. اصلا باورم نمی شه که این قدر کارهای بامزه انجام بده. روز پنج شنبه از صبح تا شب خونه بودیم و کیانا خانوم خیلی حوصله اش سررفته بود، غروب رفت جلوی چوب لباسی وایستاد و مانتوی من رو کشید و گفت مامان مانو دد یعنی اینکه مامان مانتو بپوش با هم بریم بیرون . این قدر از حوشحالی جیغ کشیدم و بوسیدمش و فقط دوست داشتم بخورمش.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان مانو دد
