تشکر کردن
روز یکشنبه دوم مهرماه برای دختر نازم دو دست بلوز و شلوار پاییزه خریدم و وقتی رفتم خونه، کیانا به همراه مامانی جلوی در وایستاده بود. همین که مامان رو دید کلی ذوق کرد و بعد گفت این چی گفتم این لباس خوشگل برای دخترم. نایلون رو از دست من گرفت و یک نگاهی کرد بعد گفت دستت دستت (تازگی ها یاد گرفته به جای دست درد ننکنه می گه دستت) داشتم از خوشحالی بال درمی آوردم. دختر نازم به خاطر اینکه لباس براش خریده بودم از من تشکر می کرد. بغلش کردم و این قدر بوسیدمش که یک ذره این هیجانم تخلیه بشه. مامان جیگرتو بخوره عزیزم.
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تشکر کردن
