خانه تکانی
کیانا جونم این روزها یازده ماهگیش رو پشت سر می گذرونه و من مشغول خانه تکانی هستم . هر جایی رو که مرتب می کنم می ره به هم می ریزه و کلی خوشحاله و تازگیها یاد گرفته در کشو و کمدها رو بازکنه و هر چی که توش هست دست بزنه . بعضی موقع ها هم انگشتای قشنگش لای کشو و در گیر می کنه و گریه می کنه . این جور مواقع هم دلم می سوزه و هم مجبورم دعواش کنم که دیگه سراع کشو و کمد نره اما شیطون بلای مامان بعد از چند دقیقه یادش می ره و دوباره می ره. امسال اولین سالی است که وقتی خانه تکانی می کنم کیانای عزیزم کنارم است و هر چند که خیلی خسته می شم اما هر بار که به دختر عزیزم نگاه می کنم انگار تمام خستگی ها از تنم می ره. مامان قربون دخمل قشنگش بشه.
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خانه تکانی
