صورتش رژه لبی می شه
چند وقت پیش رفته بودیم عروسی دوست بابایی و من و کیانا هم حسابی رفتیم و باهم رقصیدیم. 

یک آهنگ خونده شده و عروس و داماد با هم می رقصیدند و خواننده می گفت که عروس داماده ببوس و بعدش عروس خانم داماد رو بوسید
و صورتش رو نوازش کرد و من هم از رقص عروس و داماد فیلم گرفتم.
وقتی اومدیم خونه وروجک بیشتر از هزار بار این فیلم رو دید و به من می گفت مامان تو داماد باش و من عروس و بیا هم دیگر رو بوس کنیم . خلاصه کیانا عروس می شد و من هم دوماد و عین اونها همدیگر رو می بوسیدیم
و بعدش مثل اون عروسه صورتم رو نوازش می کرد.
بعد از اون روز کیانا همش می گفت مامان دوست دارم عروس شم و داماد رو بوس کنم و صورتشو ناز کنم.
داشتیم با ماشین دایی حسن از خونه نسرین می یومدیم
و چون تعداد زیاد بود من و پریسا عقب نشستیم و کیانا هم گفت می خوام تو بغل مامان فاطمه باشم.
توی راه برای پریسا تعریف کردم که از عروسی اومدیم کیانا چه کار می کنه و پریسا حسابی خندید. بعد می گم کیانا دوست داری تو هم عروس بشی و داماد رو بوس کنی. می گه: نه، می گم: چرا، می گه آخه صورتش رژه لبی می شه و من و پریسا
و بعد از خنده ریسه رفتیم. ![]()
![]()
![]()
الهی مامان فدای دختر نازش بشه.


صورتش رژه لبی می شه 
