کیانا و زن دایی نسرین....
از وقتی دایی حسین و زن دایی نسرین نامزد کردند
و کیانا هر موقع که زن دایی رو می بینه سعی می کنه که همه کارهاش رو تقلید کنه
و وقتی هم نسرین می یاد خونه مامانی کیانا خانوم تا چند روز حسابی تو نخ کارهای زن دایی هستش و هر موقع که می تونه ادای یکی از اون کارها رو در میاره و انجامش می ده.
هوا خیلی شده و مامان عصمت هم وقتی خیلی هوا سرد می شه یک دونه روزنامه پهن می کنه جلوی در تا کفشها
و چکمه ها
رو بذاریم توی خونه چون بیرون بمونه حسابی سرد می شه .
با دایی حسین و زن دایی رفتیم حلقه دیدیم
و خدارو شکر بعد از کلی گشتن یکی رو انتخاب کردند و بیعانه دادیم و اومدیم خونه تا زن دایی شام بخوره و بعدش دایی ببره خونشون
.
مامانی هم چکمه های زن دایی
رو آورد گذاشت روی روزنامه که وقتی می خواد بره گرم باشه و پاهاش یخ نکنه و کیانا که لحظه به لحظه نسرین رو رصد می کنه دیدم که یک دفعه سریع رفت بیرون و دمپایی جلوبسته پلاستیکیش رو آورد و گذاشت کنار چکمه های زنداییش و هر چند دقیقه یک بار سر می زد و کلی از اینکه دمپاییش کنار چکمه های زنداییش بود خودش احساس شادمانی می کرد
و ما هم که 
.


کیانا و زن دایی نسرین.... 
