تولد
روز پنجم آبان ماه تولد آنوشا بود و من و کیانا جون هم می خواستیم بریم تولد. دوربین خونه مامانی بود و من نتونستم با خودم ببرم. ولی اونجا یکی از دوستان زحمت کشید و عکس انداخت.
از روزی که از تولد اومدیم کیانا همیشه می گه تولد تولد فقط بهش می گی تولد کی آروم می گه آنوشا این قدر بامزه می گه که آدم دوست داره این فسقلی رو بخورش.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد
