سفر به مشهد
این روزها که دارم دوره شیمی درمانی رو انجام می دم و شرایط عمومی نسبتاً خوب هستش، خیلی دلم می خواست که برم مشهد و یک کم حال و هوام عوض بشه اما تصمیم داشتیم که اردیبهشت 93 بعد از اتمام درمانم بریم .
روز چهارشنبه 13 آذرماه تلفن زنگ زد و یکی از دوستان بود که گفت آقای مهندس مدنی برای شما یک سفر سه روزه مشهد در نظر گرفته و برای جمعه داریم برای شما بلیط می گیریم و هتل رزرو می کنیم که برید، اصلاً باورم نمی شد از خوشحالی نمی تونستم حرف بزنم و واقعاً برام مثل یک معجزه بود.
روز جمعه به اتفاق کیانای گلم، مامان عصمت، دایی حسین و عمه زهرا رفتیم راه آهن و ساعت 4:30 حرکت کردیم و روز شنبه رسیدیم .
واقعاً خیلی سفر خوبی بود، این قدر خوشحال شدم مخصوصاً وقتی رفتیم حرم برای زیارت اصلاً باورم نمی شد که این قدر زود همه چی دست به دست هم بده و این سفر بسیار دوست داشتنی نصیبم بشه.
کیانا خانومم خیلی راضی بود و حسابی بهش خوش گذشته بود و خدا را شکر به همه خوش گذشت و حال و هوای هممون بعد از مدتها حسابی عوض شد.
روز آخر ناهار ماهی قزل آلا بود، کیانای وروجک می گه مامان رفتیم رستونان ماهی قزل آلا خوردم استخونش رفتم تو گلوم و خیلی بامزه با دست اشاره می کنه که آدم دوست داره بخورش که این قدر ناز حرف می زنه .
خدایا باز هم شکرت از اینکه این طور من رو دعوت کردی و امیدوارم که به سلامت دوره درمانم تموم بشه و دوباره بتونیم به با بابایی عزیز بریم مشهد.


سفر به مشهد
