کیاناکیانا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

کیانا زندگی مامانی و بابایی

ترمه

1392/10/25 12:46
نویسنده : ماما فاطمه
299 بازدید
اشتراک گذاری

 

روز یکشنبه عمو عباس زنگ زد که دلم برای کیانا خانوم خیلی تنگ شده شب می یام دنبالت بریم خونه عمه زهرا، من هم وقتی از سرکار رفتم سریع حاضر شدیم و منتظر عمو عباس شدیم، کیانا خانوم خیلی خسته بود و خوابید و به عمو زنگ زدم که نزدیک خونه ما شدی تلفن بزن تا سریع پالتو بپوشیم و بیاییم بیرون .

منتظر تلفن عمو بودم که زنگ خونه به صدا دراومد در رو باز کردم و یک دفعه دیدم که زن عمو طاهره همراه ترمه خانوم پشت در واییستادند، خدایا باورم نمی شد و واقعا خیلی از دیدن زن عمو و ترمه خوشحال شدیم .

خدایا شکرت از این که نعمت به این بزرگی دادی و ترمه رو صحیح و سالم دادی.

پسندها (1)

نظرات (0)