خورشید چیبس و پفک می خواد
باباجون به همره کیانا خانوم رفتند مغازه تا نون بگیرند و کیانا به بابایی گفته که بابا خورشید می گه چیبس و پفک می خوام اما من بهش گفتم که پول ندارم برات بخرم و بابایی اولش اینجوری
و بعد گفته می خوای من براش بخرم و کیانا خانوم هم با خوشحالی گفته آره.
وقتی اومدند خونه و قضیه رو تعریف کرد من
و کیانا خانوم در حال بازکردن پفک
.
الهی مامان قربون این دختر با سیاستش بشه . عزیز دلم خیلی دوستت دارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خورشید چیبس و پفک می خواد 
