کیاناکیانا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

کیانا زندگی مامانی و بابایی

اولین سینما

1393/7/12 11:40
نویسنده : ماما فاطمه
228 بازدید
اشتراک گذاری

 

روز پنج شنبه تصمیم گرفتم که با کیانای گلم بریم سینما و یک روز حسابی با هم خوش بگذرونیم.

صبح اول کارهای خونه رو انجام دادم .       

بعد خیلی خسته شدم و یک کمی خوابیدم. 

 بعد هم  با کیانا خانم ناهار خوردیم. http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hallcandysmile.gif  و آماده شدیم   و رفتیم میدون خراسان و برای کیانا خانوم لباس خریدم و بعدش هم رفتیم میدون شهدا بلیت و خوراکی گرفتیم و رفتیم سینما برای دیدن فیلم شهرموشها2.

کیانا اولش گفت که می ترسم اما بعدش کم کم بهتر شد و فیلم رو دید اما وسطهای فیلم خوابش گرفت و یک چند دقیقه ای توی بغلم خوابید  و گفتم کیانا خانوم می خوای برات خوراکی بخرم و سریع پاشو و گفت می خوام. 

رفتم براش بیسکویت و پفک و نون خرمایی گرفتم و نشست بقیه فیلم رو دید.

اما آخرهاش خسته شده بود و می گفت بریم خونه و خلاصه  یک کم سرش و گرم کردم تا بقیه فیلم رو ببینه و آخرش شـ ـكلـك هاے پـ ـادشـاه وَ مـَ ـلکـ ـه که توش عروسی بود خوشش اومده و نشست شروع کرد به     .

وقتی فیلم تموم شد با هم  که ساندویچ بخوریم و یک ساندویچ خوشمزه با هم خوردیمSmiley.

دوباره برگشتیم خراسون بستنی خوردیم و بعد یک کم توی پاساژها چرخیدیم و امدیم خونه .

توی راه این قدر دختر گلم خسته شده بود که خوابش برد و خلاصه حسابی با هم خوش گذروندیم.

 

پسندها (2)

نظرات (0)