بدون عنوان
روز جمعه خواستیم با بابایی و کیانا بریم چند تا از دوستای بابایی رو ببینم که رفتیم و نبودند و چون به کیانا قول داده بودیم که ببریمش جنگل و نشد گفتیم بریم پارک .
واقعا هوا خیلی خوب بود و یک کم نشستیم و بستنی و خوراکی خوردیم و بعد بابایی ما رو مهمون کرد که بریم قایق سواری.
خیلی خوش گذشت . از آرامش آب واقعا آرامش گرفتیم و خیلی خیلی خوب بود.
بعد هم اومدیم خونه و ناهار خوردیم و استراحت کردیم و قرار بود بریم خونه عمو داود که نشد و عصر با کیانای گلم رفتیم خرید کردیم و حال و هوامون عوض شد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 

