مراسم نامزدی خصوصی دایی حسین
قرار شد روز جمعه 25 مهرماه یک انگشتر نشون برای نسرین ببریم و رسماً نسرین و دایی حسین با هم نامزد بشن
.
کل روزهای در حال دیدن وسایلی بود که می خواستیم برای مراسم که خیلی خصوصی بود بودم.
چون دوست داشتم خود نسرین انگشترش رو انتخاب کنه یک روز با هم قرار گذاشتیم و رفتیم خراسون و یک انگشتر خیلی شیک خریدیم.
بعد دایی حسین و نسرین رفتند و من هم حسابی مغازه ها رو گشتم و یک شال خیلی خوشگل انتخاب کردم.
به این فکر می کردم که تزئینات وسایل چطوری باشه و از اونجایی که دایی حسین پیراهن آبی خریده بود این فکر به سرم زد که وسایل عروس رو آبی و سفید ست کنم.
یک روز دوباره رفتم خراسون و یک جعبه کادو و پوشال و روبان و کاغذ کادو خریدم و به دایی حسین هم گفتیم که نگو قراره چه مدلی وسایل رو درست کنیم و خلاصه این هفته
و اصلا وقت خالی نداشتم.
با دایی حسین هم رفتیم قنادی و یک کیک که رویه اش سفید باشه و با ژله آبی تزیین بشه سفارش دادیم. 
روز جمعه هم عصری با دایی علی و کیانا جون رفتیم گل فروشی و یک دسته گل با رز آبی و سفید

سفارش دادیم که خیلی قشنگ شد.
شب هم به همراه دایی حسین، زندایی، بی بی ، مامان عصمت، دایی علی، بابا اکبر ، کیانا خانوم گل و داماد عزیز رفتیم خونه عروس خانم 
.
بعد از یک کم صحبت از عمو غلام و زن عمو اجازه گرفتیم و انگشتر رو دست نسرین جون و شال رو هم سرش کردم و همه اول ![]()
و تبریک گفتند و بعد عکس انداختیم
و بعد هم کیک رو بردیم و خوردیم و دوباره یک سری دیگه عکس انداختیم
و برگشتیم.
خدارو شکر خیلی خوب بود.


مراسم نامزدی خصوصی دایی حسین 

