بگو فقط با دخترم می خوام برم
عصر جمعه به اتفاق زن دایی نسرین رفتیم خرید
و کیانا خانوم هم
بودند.
ما هم با خیال راحت خرید کردیم و وقتی داشتیم برمی گشتیم
موبایلم زنگ خورد و دیدم کیانا داره از پشت تلفن گریه می کنه که کجایی و کلی قربون صدقش رفتم که داریم برمی گردیم. و بعد سریع 
اومدیم خونه.
وقتی برگشتیم خونه کلی کیانارو بغل کردم
و
و بعد کیانا هم حسابی خودش رو برام لوس کرده بود.
آخر سر برگشت گفت مامان از این بعد هر وقت کسی گفت بیا با هم برم یرو بگو
من فقط ب دخترم می خوام برم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بگو فقط با دخترم می خوام برم 

