سرپا ایستادن کیانا جون
روز دهم فروردین با کیانا خانوم رفته بودیم خونه عمو مهدی و سمیرا جون. کیانا خانوم هم حسابی مشغول شلوغی بود. رفته بود جلوی آینه و تمام لوازم آرایش و عطرها و ادکلن ها رو ریخته بود. یک دفعه دیدیم کیانا خانوم سرپا ایستاده و داره توی آینه خودش رو نگاه می کنه . همه براش دست زدیم و کلی ذوق کردیم. خیلی برام جالب بود. خوشحالم عزیز دلم که داری روز به روز شیرین تر و عسل تر می شی دختر گلم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سرپا ایستادن کیانا جون
