زیارت قبول
عمه زهرا و بی بی رفته بودند مشهد. من و بابایی زنگ زدیم و زیارت قبول بگیم و کیانا هم مشغول بازی بود. عمه گفت گوشی رو بدید به کیانا ، وروجک اومده گوشی رو گرفته و می گه سلام، زیارت قبول. عمه این قدر ذوق کرد و قربون صدقش رفت، بعد می گم کیانا به عمه بگو سوغاتی بیار، کیانا هم می گه عمه سوغاتی، عمه می گه برات جی بیارم کیانا هم جواب می ده: شوکولات.
الهی قربون دختر گم بشم که این قدر قانعه، می گم کیانا بگو سوغاتی بزرگ بیار، کیانا هم برای عمه اش تکرار می کنه. جیگرتو مامان بخوره عزیزم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


زیارت قبول
