مامان این خوب نیست بهترش رو بده
روز تولد دو سالگی کیانای عزیز داشتم برای شام سبزی خوردن پاک می کردم و کیانا این جور مواقع می یاد می خواد همه چیز رو بهم بریزه می گه کیانا کمک کنه ، من هم نمی خواستم سبزی ها رو خراب کنه یک مقدار از آشغالهای سبزی دادم و گفتم بیا بگیر پاک کن. یک خورده با سبزی ها بازی بازی کرد و گفت: مامان این خوب نیست، بهترش رو بده، با چشمهای از حدقه دراومده به کیانا نگاه کردم و این قدر خندیدم که خودش هم از خنده من حسابی خندید.
خدایا اصلا باورم نمی شه که این قدر زود همه چیز رو می فهمه و برای من اظهار نظر می کنه. جیگر مامانی قند عسل.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مامان این خوب نیست بهترش رو بده
