کارمند کوچولو
روز چهارشنبه سی و یکم خردادماه کیانای نازم رو آوردم اداره. ماشاا.. خیلی خانوم بود و اذیت نکرد . اولش همه اتاق رو گشت و به همه جا سرک کشید. بعد هم به همراه مامان پیش چند تا از همکاران رفتیم و حسابی همه جا رو چرخید.
در حدود دو ساعت خوابید و وقتی بیدار شد خیلی گرسنش شد و می گفت به مامان به. من هم ناهار دخمل گلم رو دادم و تا آخر وقت یک جوری سرش رو گرم کردم و بعد رفتیم . دخترم شده بود کارمند کوچولوی منظم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کارمند کوچولو
