سه چرخه
دیروز مامان و بابا رفتند میدان رازی برای کیانا خانوم عزیز سه چرخه بخرند . بعد از کلی چرخیدن بالاخره یکی رو انتخاب کردیم و خریدیم. همه اش توی مسیر تصور می کردم که وقتی ناناز مامان سه چرخه اش رو ببینه عکس العملش چیه. ساعت حدود ٦ بود که رسیدیم خونه مامانی همین که سه چرخه رو بردیم توی خونه به محض اینکه کیانا دید از خوشحالی می خواست پرواز کنه، این قدر از ته خوشحال بود و لبخند می زد که ما رو هم به وجد آورده بود. خلاصه تا ساعت یک نصفه شب داشت بازی می کرد و فقط دوست داشت ببریمش توی خیابان و راش ببریم. خدا را شکر که می تونم لحظات قشنگ و خوشحالی فرزند نازم رو ببینم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سه چرخه
