گرفتن گوشی از زن دایی نسرین
زن دایی نسرین اومده بود خونه مامانی و همه دوره هم نشسته بودیم و کیانا چند دقیقه ای با گوشی زن دایی بازی کرد و بعد هم اس ام اس برای زن دایی اومد و گوشی رو برداشت که ببینه کیه و بعد از جواب دادن اس ام اس صحبت کردن با تلفن گوشی رو گذاشت کنار خودش. کیانا گویا مننتظر بود که زن دایی گوشی رو بهش بده و چند دقیقه ای ساکت بود و ما داشتیم صحبت می کردیم . بعد از چند دقیقه یک دفعه برگشته می گه مامان عصمت گوشیت رو می دی و خودش هم اصلا نمی خندید و خیلی عادی بود ، اول فکر کردیم داره شوخی می کنه اما دوباره خیلی جدی گفت مامانی گوشیت رو می دی و من اونجا بود که فهمیدم گوشی زن دایی رو می خواد اما روش نمی شه بگه. گفتم : ...
نویسنده :
ماما فاطمه
14:57


